داستان زییای تلفنی كه من به خدا زدم!
09 مهر 1393 توسط زماني دركاني
سالها قبل، در اتاق كار خود نشسته بودم كه مرد روحانی خوش چهرهای وارد شد. از چینهای عمیق پیشانیاش پیدا بود كه مردی دنیا دیده و سرد و گرم ر… بیشتر »